| :: دوستانه | خداحافظ تا سلامی دوباره در آینده ای نه چندان دور |
|
|
|
راجع به خیلی چیزها اینجا نوشتم. غرور، عشق، نفرت، بدی، خوبی، مرگ، زندگی، شادی، غم... میدونید خیلی برام سخته 11 ورق نوشته رو که عزیزیترینم برام نوشته بارها و بارها بخونم و یادم به همه پستهایی بیفته که تا حالا نوشتم.. و خیلی برام سخته که حرف به حرف اون 11 صفحه یکی یکی نوشته هام رو نقض کنه.. تمام خاطراتی رو که برام مثال زده مرور کردم، میبینم همه حرفاش درسته و در مورد این فرد خاص تقریباً نصف مسائل نقض شده! بارها خودت رو محکوم میکنی، تبرعه میکنی.. از دیوار ضخیم بی اعتمادی مینویسه برات.. از اینکه نمیتونی تحملش کنی ... مدام بهانه میگیری به زندگی بد و بیراه میگی، همه چیز رو تلخ میکنی .. راست میگه؟ نمیدونم .. واقعاً گیجم.. نیاز به فکر کردن به خیلی چیزها دارم.. نیاز به آرامش فکری.. مرور اهدافی که دارم برای آیندم ... میدونید حس میکنم این دنیای مجازی زیادی وارد زندگی واقعی من شده! .. نمیخوام رهاش کنم نمیخوام شیفت دیلیتش کنم.. نمیخوام ننویسم.. اما واقعاً یک مدتی نیاز دارم به زندگی بدون گاهنامه، حس میکنم نوشتن اینقدر برام عادت شده که دیگه نمیتونم از دغدغه هام، از احساساتم، از موقعیتها و آدمهایی که دوستشون دارم، اهدافم، چیزهایی که اذیتم میکنه و یا برعکس احساساتی که باعث آرامشم میشه با آدمها حرف بزنم!!
گُل سرخ را از من مگیر
دلنوشت: زندگی جذبه دستیست که میچیند ... زندگي چيزي نيست, كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.
|




اما نمیرسد هم چرخ می چرخد وهم ندا خانومی