• :: music | آرشیو آهنگها - Download
  • :: تنها صِداست که میماند...
  • :: آرشیو کتابها - دانلود
  • :: ترکیبات جمله ئی و شبه جمله ئی | اگر...
  • فتوبلاگ
  • :: تمثیلات | دروغ آسمانی را نمیشود پرداخت!
  • :: امثال و حکم | ابابیل

صفحه اصلی
یادداشتَک ها
آرشیو کتابها - Download
آرشیو آهنگها - Download
دانلود صدای شاملو
شاملوخوانی
فتوبلاگ
رادیو آنلاین
تماس با نویسنده

اون که رفته _ داریوش

powered by pixelart.ir
دانلود فایل صوتی

دانلود کتاب هفته
به امید اینکه هر ایرانی حداقل هفته‌ای یک کتاب بخواند...


Book Name: The Last Lecture
Author: Professor Randy Pausch


http://www.thelastlecture.com


دوستان
دوستان -


ییلاق ذهن

ئه سرین
اندیشه هایی برای گسترش 
گنجشکک اشی مشی
آینه‌های ناگهان
در مکانی خلوت 
خیاط باشی
حجم سبز
روزنوشت های من 
همسفر عشق
آئینه و مهتاب 
آبی سیاه خاکستری
ترنم باران
آیسان
الیزه
سی فون
ارابه
روزنوشت
زندگی - کیهان
یکی از همین آرشها
شیخ حقگو
دلنوشته های یک شیخ
رُپ رُپه - خواهر کوچولو
پونه جون
یادداشتهای روزانه سولماز
سانی جون
نیوشا جون
گل یخ - نازنین
طعم تلخ قهوه 
رهگذر خسته 
غیر ممکن است!
فریدون
چشم غمگین
لایه های یخی
بهانه های کوچک خوشبختی ما 
Datum of freedom 
فوتو هایکو
نبودن بی تو
روستائی به نام قلبستان
صحرای رز 
ماهور
اشک و لبخند
سوگند میخورم 
حسام الدین حسامی
اتفاق روي پل
زاغارت
گفتار
سامه
رهگذرنامه
شکوفه یاس
شاپرکها
ققنوس
رقص مست
سرو
دلتنگیهای یک کرم دندون
زاگرس
داش سعید
دریچه
چهل و هشت 
شادی تا بینهایت 
Woman's Field 
پرنده خارزار
نیک آهنگ کوثر  



آرشیو مطالب
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385



جستجو در مطالب وبلاگ

:: دوستانه | خداحافظ تا سلامی دوباره در آینده ای نه چندان دور ساخت PDF چاپ ارسال به دوست

نویسنده: ندا.ح, در ۱۳ / ۰۴ / ۸۷
تعداد بازدید: 4861    

راجع به خیلی چیزها اینجا نوشتم. غرور، عشق، نفرت، بدی، خوبی، مرگ، زندگی، شادی، غم...

میدونید خیلی برام سخته 11 ورق نوشته رو که عزیزیترینم برام نوشته بارها و بارها بخونم و یادم به همه پستهایی بیفته که تا حالا نوشتم.. و خیلی برام سخته که حرف به حرف اون 11 صفحه یکی یکی نوشته هام رو نقض کنه.. تمام خاطراتی رو که برام مثال زده مرور کردم، میبینم همه حرفاش درسته و در مورد این فرد خاص تقریباً نصف مسائل نقض شده! بارها خودت رو محکوم میکنی، تبرعه میکنی.. از دیوار ضخیم بی اعتمادی مینویسه برات.. از اینکه نمیتونی تحملش کنی ... مدام بهانه میگیری به زندگی بد و بیراه میگی، همه چیز رو تلخ میکنی .. راست میگه؟ نمیدونم .. واقعاً گیجم.. نیاز به فکر کردن به خیلی چیزها دارم.. نیاز به آرامش فکری.. مرور اهدافی که دارم برای آیندم ... میدونید حس میکنم این دنیای مجازی زیادی وارد زندگی واقعی من شده! .. نمیخوام رهاش کنم نمیخوام شیفت دیلیتش کنم.. نمیخوام ننویسم.. اما واقعاً یک مدتی نیاز دارم به زندگی بدون گاهنامه، حس میکنم نوشتن اینقدر برام عادت شده که دیگه نمیتونم از دغدغه هام، از احساساتم، از موقعیتها و آدمهایی که دوستشون دارم، اهدافم، چیزهایی که اذیتم میکنه و یا برعکس احساساتی که باعث آرامشم میشه با آدمها حرف بزنم!!


تصمیم گرفتم چند وقتی بدون گاهنامه زندگی کنم، و به جای نوشتن، کمی به خودم و بقیه فرصت حرف زدن بدم .. بالاخره آخرش اینه که یا یک ندای جدید توپ شاد نامبر وان باحوصله برمیگرده اینجا :);) یا همین ندای گیج و ویجِ غُرغُروی به قول یکی لوس نُنُر .. نه؟ :grin 


مرسی از اینکه همیشه هستید.. خودتون میدونید که چقدر تک تکتون رو دوست دارم و براتون احترام قائلم.. وبلاگهایی رو که همیشه میخوندم، میخونم، نظر میدم.. همراهتون هستم... :x


"خنده تو"


نان را از من بگیر، اگر میخواهی،
هوا را از من بگیر، اما
خنده ات را نه.

گُل سرخ را از من مگیر
سوسنی را که میکاری،
آبی را که به ناگاه
در شادی تو سرریز میکند،
موجی ناگهان از نقره را
که در تو میزاید.


از پس نبردی سخت بازمیگردم
با چشمانی خسته
که دنیا را دیده است
 بی هیچ دگرگونی،
اما خنده ات که رها میشود
و پروازکنان در آسمان مرا میجوید
تمامی درهای زندگی را
به رویم میگشاید.


عشق من، خنده تو
در تاریک ترین لحظه ها میشکفد
و اگر دیدی به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاریست،
بخند، زیرا خنده تو
برای دستان من
شمشیری است آخته.


خنده تو، در پائیز
در کناره دریا
موج کف آلوده اش را
باید برافرازد،
و در بهاران، عشق من،
خنده ات را میخواهم
چون گُلی که در انتظارش بودم.


بخند بر شب
بر روز، بر ماه،
بخند بر پیچاپیچِ
خیابانهای جزیره، بر این پسربچه کمرو
که دوستت دارد،
اما آنگاه که چشم میگشایم و میبندم،
آنگاه که پاهایم میروند و باز میگردند،
نان را، هوا را، روشنی را، بهار را،
از من بگیر
اما خنده ات را هرگز
تا چشم از دنیا نبندم.


                                   "پابلو نرودا"



دلنوشت: زندگی جذبه دستیست که میچیند ...
زندگي چيزي نيست, كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.


به یاد نادر ابراهیمی
نام آهنگ: خوشبختی
خواننده: حبیب



دسته بندی : موضوعات, دوستانه
لینک به مطلب اضافه کردن به مطالب مورد علاقه چاپ

همدلان (110) RSS feed نظرات
همدلان

پیام دهنده Nayereh, در ۱۳ / ۰۴ / ۸۷,
1. http://taranomebaran59.blogfa.com
azize delam ba inke delam bara khodet va neveshtehat kheili tang mishe (makhsosan hala ke azat dooram va nemibinamet) vali in harfet ra kamelan ghabool daram ke bayad moraghebe in bashim ke chizi baramon adat nashe va age didim in etefagh dare miofte bayad oon chiz ra modati raha konim ta behemon sabet beshe ke asire adathamon nistim va har moghe khastim miotnim rahashon konim, akhe etiad az har noie ke bashe mozzere ;) 
 
پاسخ: فدای تو بشم من مهلبووووووووون من 8) 8) 8) :upset  
... زود بیا مدیر تیم که نیست خیلی اردوهای تفریحی بد میگذره :cry  
.. چند روز پیش با بچه ها رفتیم کوه صفه صبح زود زهرمارمون شد :cry :cry :cry
 

پیام دهنده امین, در ۱۳ / ۰۴ / ۸۷,
2. همسفرعشق
ها برو هر جا بری،بنویسی ،ننویسی ما یه ندا ناملد خوفِ خوفِ بیشتر نداریم که انشالله همیشه هم شاد و سرحال باشه ....برو هر وقت دوست داشتی بیا ولی بیایا :x 
 
پاسخ: میسی دوست جون ناملد خوب خودم :grin :p  
.. سنجد رو یادته میگفت برمیگردم حتماً ههههههههههههههه ههَ :grin ;) منم ههههههههههههههَ
 

پیام دهنده sani, در ۱۳ / ۰۴ / ۸۷,
3. sani
Khub esterahat kon :x 
 
پاسخ: باچه .. خوب خوب 8) :upset
 

پیام دهنده ال - وای, در ۱۳ / ۰۴ / ۸۷,
4. ال - وای
من می دونستم یه بلایی سرت اومده :sigh 
 
پاسخ: بابا بلائی سرم نیومده که!!!! استغفرالله :grin  
.. نخوندی مگه پست رو عزیز من؟ حرف زدن چیزیه که من یادم رفته!!  
... اگر همین 11 صفحه رو میخواست با من حرف بزنه حوصله یک دقیقش رو هم نداشتم!!  
.. همون خط اولش رو که میگفت جیغ من در میومد :grin 
... فقط میخوام تمرین کنم بجای اینکه همه دق و دلم رو سر این وبلاگ بدبخت خالی کنم و هی بنویسم مثل بچه آدم حرف بزنم!! همین.این به نظر تو بلائه؟؟؟ ... اینقدر منو حرص نده بچه جان :)  
من میخونمتون مثل قبل .. :upset :x
 

پیام دهنده ا.ا, در ۱۳ / ۰۴ / ۸۷,
5. ندارم
سلام 
فکر می کنی میشه؟!!! 
البته اون ندایی که من می شناسم هر کاری را بخواد، باید بشه و میشه :)  
موفق باشی. 
 
پاسخ: بابا دیگه اینقدرها هم دیکتاتور نیستم که بی انصافی نکنید :(  
.. منظورتون همون مصمم بود؟ :grin چرا اینقدر منفی فکر میکنی درباره من؟هان؟:grin  
.. مگه اینکه این وبلاگ من منفجر بشه یا من یه چند روزی ننویسم  
... شما یه کامنت ناقابل بگذارین یا یه احوالی بپرسید :)  
.. مرسی به هر حال :x
شما هم موفق باشید در همه حال و در همه کارها ;)
 

پیام دهنده نیلوفر, در ۱۳ / ۰۴ / ۸۷,
6. روز نوشت های من
8) 8) 8) 8) 8)  
قربووووووون ِ تو برم من با اون دل کوچولو و دغدغه های ذهنیت... 
با این که دلم برات از یک ذره هم یک ذره تر می شه ولی امیدوارم وقتی برمی گردی یه ندای شاد و توووپ و نامبر وان باشی ( هرچند که هر جوری باشی دوستت داریم 8) 8) :upset :upset :upset ) 
آی میس یوووو وری ورررری وری ماااااااااااااا ااااااااااااااا ااااااااااااااا ااچ :upset  
8) 8) 8) 8) 8) 
 
پاسخ: خدا نکنه نیلووئی من 8)  
... به تو که هر روز هر دقیقه هر ثانیه سر میزنم 8) 8)  
... بالاخره رفیق فابریکی دیگه نه؟ ;) :upset :zzz :x
 

پیام دهنده fridon, در ۱۳ / ۰۴ / ۸۷,
7. www.fridontwo.blogfa.com
سلام ندا خانومی: 
امتحان خوبی نیست مدتی را از گاهنامه کنار کشیدن و اهل بیت را به حال خود رها کردن .بی نان و اب و روزی . :upset اگر دستم میرسید بر چرخ گردون :eek اما نمیرسد هم چرخ می چرخد وهم ندا خانومی :?  
تو هم زاینده رود دیگری شدی برای ما ;) بیا و این قافله را سالاری کن  
:zzz  
در هر حال: 
خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى 
 
پرواز مجازى، بال هاى استعارى  
 
شوق لحظه هاى كاغذى را روز و شب تكرار كردن  
 
خاطرات بايگانى، زندگى هاى ادارى  
 
آفتاب زرد وغمگين، پله هاى رو به پايين  
 
سقف هاى سرد و سنگين، آسمان هاى اجارى  
 
با نگاهي سرشکسته،چشمهايي پينه بسته  
 
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري  
 
صندلي هاي خميده، ميزهاي صف کشيده  
 
خنده هاي لب پريده، گريه هاي اختياري  
 
عصر جدول هاى خالى، پارك هاى اين حوالى  
 
پرسه هاى بى خيالى، نيمكت هاى خمارى  
 
رونوشت روزها را روى هم سنجاق كردم  
 
شنبه هاى بى پناهى، جمعه هاى بى قرارى  
 
عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها  
 
خاك خواهد بست روزى، باد خواهد برد بارى  
 
روى ميز خالى مینویسند در حوادث  
 
ندا خانومی کشت فریدون را اری اری 
 
پاسخ: واااااااای این شعر رو برای من نوشتی؟ :roll  
... مرسی .. قول قول .. زود زود برمیگردم ;)
 

پیام دهنده fridon, در ۱۳ / ۰۴ / ۸۷,
8. www
با مرخصی رفتن شما موافقت نمییییییییییییی یییییییییشود :roll 
 
پاسخ: ببین نشد دیگه ها اومدی نسازی :grin
 

پیام دهنده fridon, در ۱۳ / ۰۴ / ۸۷,
9. www
با مرخصی شما موافقت نمییییییییییییی ییییییییییییییی ییییشود
 

پیام دهنده شیخ حقگو, در ۱۳ / ۰۴ / ۸۷,
10. http://mamut2000.blogfa.com/
میگم منم تقریبا همینطوری بودم و هستم اگه به پستهام دقت کرده باشی و اینکه چند وقته حال و حوصله شیخی نوشتن رو ندارم احساس خستگی میکنم دلم می خواد که این کار رو بکن نه اینکه معتاد شده باشم ولی خوب شاید دسته کمی هم از اعتیاد نداره :grin  
دلم میخواد چندین سال بعد که میام اینجا حرفایی برای گفتن داشته باشه و بتونه خاطراتی رو برام زنده کنه چون خیلی وقته که دیگه با خودکار روی کاغذ نمی نویسم. 
پ ن:  
http://1sheikh.blogfa.com/ post-16.aspx 
http://1sheikh.blogfa.com/ post-29.aspx 
ولی به قول بچه ها ننوشتن هیچ دردی رو دوا نمیکنه 
:grin 
 
پاسخ: چرا درد من رو دوا میکنه یعنی باید دوا کنه  
... تا درمان نشه این اعتیاد دیگر نخواهم نوشت :grin  
... اصلاً من از همون اول میدونستم تو معتادی :(  
.. شوخی بید .. مرسی به خاطر رفرنسهای وبلاگت  
.. میدونی من حرفم اصلاً روزمرگی نیست اون که هست و گریزی ازش نیست ..  
...میخوام خودم رو یه کم اصلاح کنم :p :)  
...مرسی من که هر روز شما را چک میکنم ببینم چی نوشتید ;) :x
 

پیام دهنده coral, در ۱۳ / ۰۴ / ۸۷,
11. .
اون ویروسه تو رو هم گرفت؟! :grin  
هرجا هستی باچ... اما خوچ و خرم باچ : :upset 8) :upset 
 
پاسخ: ویروس چیه دختر؟ :( الله و اکبر از دست شماها :(
 

پیام دهنده zehn.ir, در ۱۳ / ۰۴ / ۸۷,
12. ییلاق ذهن
یعنی چه قدر طول میکشه ندایی؟ :sigh امروز تو اوج درگیری ذهنی نمیدونم چرا همش ذهنم میرفت سمت تو اتفاق بذی که نیفتاده هوومممم؟! 
 
پاسخ: نه عزیزم چیزی نشده .. تو حواست به دلمشغولیهای خودت باشه گلم 8)
 

پیام دهنده آيلين, در ۱۴ / ۰۴ / ۸۷,
13. www.ashkvalabkhand.blogfa.com
همین حالا هم ندای ما نامبر 1 هستش :)  
زیاد منتظرمون نذاریا زود بیا  
 
پاسخ: :) 8) :upset :x
 

پیام دهنده سلماز, در ۱۴ / ۰۴ / ۸۷,
14. http://www.after84.blogfa.com/
امیدوارم خیلی زود خیلی زود حس کنی که دوباره باید برگردی و بنویسی و از همه نوشتنها هم حس خوبی داشته باشی. 8) :x  
بازگشت پیروزمندانه شما را از سفر غور و تفحص در خود - به انتظار نشسته ایم. :grin  
ولی ببین شوخی نداریم ها مکه هم می خواستی بری فقط 15 روزه است. زود زود برگرد. نذار به دلتنگی برسیم. :upset ;) 
 
پاسخ: 15 روز که چیزی نیست که سولماز جونم :cry 8) :upset
 

پیام دهنده حسام, در ۱۴ / ۰۴ / ۸۷,
15. nastihan
سلام ندا جان 
خوب که...ممم امیدوارم از زمانی که این مطلب را نوشتی خوب تر باشی که قطعا هستی. 
ولی من می نویسم!اما تغییر رو هستم..راستش برات مفصل خواهم گفت و البته تو پستی که امشب تو بلاگ خودم خواهم نوشت! 
ولی چهارشنبه چیزی نمونده بود که به همه چیز پایان بدم!چند دقیق فاصله داشتم...و بودن همین دوستان و آدمهای دور و برمون! 
برات مفصل می گم. 
من هم دارم میرزم تغییرات ایجاد کنم.بیست روز تا یک ماه دیگه حسام رو طوری دیگه خواهند دید همگان! 
برات یه تفال می زنم: 
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد 
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد 
. 
. 
مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان 
تا بگریم که ز عهد طربم یاد آمد 
منتظر برگشتن اونم خوب خوب هستیم. 
این گیج و ویج و غر غرو هم مهم نیست!:) 
این جواب یه دوست در پاسخ به حرفای مشابه من بود: 
آدم وقتی یکی را دوست داره همه جورشو باید دوست داشته باشه. 
و....بماند! 
آره!...آره منتظر هستیم..مطمئنم..هم خودم..هم شما..هم اینکه این همه رفیق صاف و یه دست و یه رنگ! 
غروب چهارشنبه رو هیچ وقت فراموش نمی کنم!وتاثیر یک د.ست..اونم از همین دنیای مجازی..که الان من هستم و اینا رو می نویسم! 
مواظب خودت باش :) :x 
 
پاسخ: مرسی حسام جان :x
 

پیام دهنده ., در ۱۵ / ۰۴ / ۸۷,
16. .
Man midoonam Jarian chie 
 
پاسخ: منم میدونم شما کی هستید لطفاً اسمت رو بنویس اگر میخوای نظر بدی
 

پیام دهنده amir, در ۱۵ / ۰۴ / ۸۷,
17. http://hamlet.blogsky.com
به نظر من همیشه در حال طول مسیر آدم باید لحظه ای درنگ کنه و فکر کنه که آیا مسیری که داره میره واقعا درست هست یا نه... 
این تصمیم تو هم به نظر من تصمیم خیلی خوبی هست که چند وقتی استراحت داشته باشی تا بعدش بتونی تصمیم بگیری که چه کاری بهتر هست که انجام بدی... 
***** 
اگر نظر شخصی خودم رو بخوام بگم طبیعتا از خوندن نوشته های قشنگت هم خوشحال میشم و هم اینکه چون ازت به این واسطه می تونم خبر بگیرم برام احساس آرامشی داره از اینکه ازت خبر دارم... نوشته هات رو به خاطر فهم و شعوری که در نگارش و نگاه به اتفاقهای مختلف داری خیلی دوست دارم... برای همین از دید خودم ترجیح میدم که هرچه سریعتر نوشتن وبلاگ رو شروع کنی... ولی این ترجیح من به این معنی نیست که تو هم حتما باید عجله کنی ;) سر فرصت فکر کن و تصمیم بگیر که چطور نوشتن این وبلاگ از نظر خودت بهتر هست. :)  
***** 
جدای از نوشته های این وبلاگ امیدوارم که حال خودت هم هرچه زودتر بهتر بشه و به یه حالت آرامش فکری و روحی برسی. :upset :x 
 
پاسخ: مرسی امیر جاااااااااان. خجالتم نده دیگه دوستم.. :roll  
... من خودم از ننوشتن در گاهنامه بیشتر از همه اذیت میشم اما خوب دیگه میخوام امتحانش کنم.. بازم مرسی دوست گُلم 8)
 

پیام دهنده سمیرا جون, در ۱۵ / ۰۴ / ۸۷,
18. تالا
ای ول به سایتتون!!!! 8) خداییش خیلی ازش دوسم اومده :upset
 

پیام دهنده مهتاب, در ۱۵ / ۰۴ / ۸۷,
19. Aee
بيا بيا زودتربيا 8) :zzz  
دركت ميكنم بسيار . يه وقتهايي لازمه 8)  
ميگم ندايي ديروز به دامون مي گفتم ندا نمي خواد بياد تهران ببينيمش؟ ;)  
:zzz :upset 
 
پاسخ: من که هر وقت میام با بچه ها بریم بیرون شما غایبی خانم :grin  
... این دامون شاهده ... نوشین و کورال و آرش و امیر و امید و ئه سرین و بقیه هم شاهدن تازه :grin  
... بنابراین شما محکومید به اینکه وقتی من اومدم تهران همه را به صرف کافی با کیک دعوت کنی همون میعادگاه وبلاگیمون ;)
:p
 

پیام دهنده يكي از همين آرش‌, در ۱۵ / ۰۴ / ۸۷,
20. www.yaharashha.blogfa.com
خب ديگه اين شتريه كه در خونهء هر وبلاگ‌نويسي مي‌خوابه ظاهراً. 
 
همين چند وقت پيش بود كه جلو در وبلاگ منم خوابيده بود. 
 
ديگه... آسياب به نوبت. 
 
خوش بگذره. 
 
راست ميگي آدم يادش ميره يه روزي هم بي‌وبلاگ بوده. :upset 
 
پاسخ: انگار به تو خیلی خوش گذشته ها آرش :grin امان از تجربه برادر من :( :?  
... آخ اگر مفهوم فلسفی این حرف منو بگیری :grin :(
 

پیام دهنده نازنين گل يخ, در ۱۵ / ۰۴ / ۸۷,
21. http://nazanin55.blogfa.com
سلام نداجون...میبینم که تو هم اینروزها دچار یاس فلسفی شدی.... 
ببین منم اینو چند بار گفتم که زیاد فرو رفتن تو دنیای مجازی منو از عزیزانم دور کرده...اما مشکل اینه که نمیخوام تلخیهامو به اونا منتقل کنم! 
در هر صورت منتظر یه ندا.ح جونی پر انرژی(که بودی)پر انرژیتر تر هستیم... 
خوب باشی و با آرامش 8) :x :zzz 
 
پاسخ: میسی دخمله 8) تو هم جزء دوستان فابریکیا ;) :upset
 

پیام دهنده گفت و گو, در ۱۵ / ۰۴ / ۸۷,
22. modernidea.blogfa.com
سلام 
 
مقاله (شاید تمام زیبایی ها از دور...) را مدتی پیش نوشته بودم و خوشحال می شوم نظر شما را هم درباره آن بدانم... 
modernidea.blogfa.com
 

پیام دهنده نیلوفر, در ۱۵ / ۰۴ / ۸۷,
23. روز نوشت های من
خوب من از همین الان دیلم برات تنگوووووووووووو وووووووووولید خووووب :sigh :sigh :cry  
کام این مای آغووووش :upset :upset :upset :upset :upset 
 
پاسخ: من که هر روز بهت سر زدم ناقلائی 8) دوچت دالم هوار تا زیاد :upset 8)
 

پیام دهنده مهتاب, در ۱۶ / ۰۴ / ۸۷,
24. aee
:(  
منم منظورم همين بود ديگه :roll هروقت به تو مي گم بيا خودم نمي تونم بيام :sigh حالا من مي آم اصفهان تو رو مي بينم 8) :( :( :(  
:zzz :zzz :zzz تو بيا حالا :upset 
 
پاسخ: قدمت روی چشم 8) بیا اینجا خودم میبرمت همه جاها رو نشونت میدم 8) :upset  
... اووووم اینقدر خوش میگذره با مهتاب جونیم :) :zzz :x
 

پیام دهنده يوسف, در ۱۶ / ۰۴ / ۸۷,
25. www.yosef-shahi.blogfa.com
خيلي ممنون كه جوابم رو ندادي 
 
پاسخ: ای بابا حالا چرا قهر میکنی!!!؟ :sigh
 

پیام دهنده كيهان, در ۱۸ / ۰۴ / ۸۷,
26. www.mkihan.blogfa.com
دوست گرامي.... 
راستش مانده ام چي بنويسم! 
اصلن ما ديگر عادت كرديم بيام بخونيم و بريم مثل مهمان ناخوانده. و اگر گاهي كامنتي مي زارم فقط مي خوام سلام و عليكي كنم. 
به هر حال من هر روز دلم مي لرزه با اين دوستاني كه مي روند و گاهي ديكگر بر نمي گردن و گاهي برگشتشان روزها به طول مي انامد. 
به هر حال ما دوستت داريم و .....بگذريم. 
باش تا صبح دولتت بدمد 8) 
 
پاسخ: مرسی کیهان جان شما لطف داری :) :x گاهی اوقات لازمه آدم بره و برگرده گاهی اوقات هم لازمه برای همیشه بره ... این دیگه بستگی به شرایط و حال و هوای هر کسی داره .. :x :x
 

پیام دهنده fridon, در ۱۸ / ۰۴ / ۸۷,
27. ww
چی شد نامبر وان هنوز که هنوزه بر نگشتی دنیای اطلاعات ثانیه ای و این همه تغطیلی ;)  
یه درد دل هم باهات دارم با دوستی که چشم هم چشمی داریم در گاهنامه 
(ایشون خانمس) میگه من شدم دوست فابریک و تو شدی دوست یدک  
ندا خانوم الگو گرفتی از شهروند درجه یک و دو و خودی و غیر خودی میکنی 
یه درد دل دیگه ;) این یکی بماند باید خصوصی بهت بگم :)  
مدت تعین کن برای نبودت تا من روز ها را بشمارم :upset (این درد دلی نبود که میگفتم) :zzz :x 
 
پاسخ: میدونم کدوم دوست فابریک رو میگی که دخمل هم هست .. نازنین نه؟ ;) نه بابا شما هم فابریکی.. اصلاً همتون از دم فابریکید.. ;) مدتش رو .. !! نیدونم :sigh
 

پیام دهنده Nayereh, در ۱۸ / ۰۴ / ۸۷,
28. http://www.taranomebaran59.blogfa.com
mersi azizaaaaaaaaaaaaam 
manam be yadetam azize delam 8)  
taze emza shod gharardad! mizashatand yebare man biam bad :grin 
 
پاسخ: تازه کجاشو دیدی؟ امروز فهمیدم هنوز هم امضا نشده :grin یک سری تغییرات داشته ..هفته آینده احتمالاً :(
 

پیام دهنده رحیم محسنی, در ۱۹ / ۰۴ / ۸۷,
29. www.rahimmohseni.blogfa.com
گاهی وقتا استراحت مثل ریختن یه سیستم عامل تازه نفس قلب و روح آدم  
را تازه می کند .هرکجا هستی شاد و پیروز و سرفراز باشید. 
 
پاسخ: مرسی. تو هم همینطور دوست خوبم :x
 

پیام دهنده آينه هاي ناگهان, در ۱۹ / ۰۴ / ۸۷,
30. http://ayeneh51.blogfa.com
گاهي منم دچار همين رخوت ميشم.بانو تو اگه گله داري غر غر نيست.ما با هم درد دل ميكنيم. ما همديگه رو از خودمون ميدونيم. ما همديگه رو دوست داريم كه اداي آدماي خوشحالو در نمياريمو حقيقتو ميگيم. 
 
پاسخ: اما من واقعاً موقع ناراحتی هم این خنده مسخره  
...از روی لبهام پاک نمیشه بانو :sigh  
به قول یکی از دوستام که همیشه میگه تو حرص و ناراحتی  
..و غم و غصه را هم با خنده میخوری ..  
باور کن مزش تلخ تره...
:sigh :x
 

پیام دهنده نیلوفر, در ۱۹ / ۰۴ / ۸۷,
31. روز نوشت های من
8) 8) 8) 8) :upset :upset :upset :upset 8) 8) 8) 8) 
 
پاسخ: :) از کجا فهمیدی دلم برات تنگولیده بود ؟ هان؟ 8) :upset :x
 

پیام دهنده شیخ حقگو, در ۱۹ / ۰۴ / ۸۷,
32. شیخ حقگو
از دست تو :grin :x 8) 
 
پاسخ: اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ ... از دست خودت :grin
 

پیام دهنده داستانک, در ۱۹ / ۰۴ / ۸۷,
33. http://haleheshgh.persianblog.ir/
کجا رفتین!!؟ 
خبری شده!؟ 
بازم اومدین یزد!؟ 
باز خوبه که بر می گردین ;)  
اما یادت باشه داستانک رو فراموش کردین .. 
 
پاسخ: به به دوست قدیمی .. خوبی؟ :) من فراموش کردم یا شما؟ :p :roll  
شرمنده به خدا نمیدونم چی بگم بجز اینکه خجالت بکشم :roll  
یزد؟؟؟؟ من کی اومدم یزد ؟ :(  
... نه هیچ خبری نشده یه چند روزی مرخصی دادیم به خودمون :) :x
 

پیام دهنده Arash, در ۲۰ / ۰۴ / ۸۷,
34. يكي از همين آرش‌ها
مفهوم فلسفي حرفت هم خودتي :( :p  
 
پاسخ: :( خ و د ت ی!!!!؟ یعنی چی خودتی آخه؟؟؟ :( :grin  
...مگه مفهوم حرف من فحش بود که میگی خودتی؟ :grin :( 
... الان یعنی میخوای بگی مفهمو رو گرفتی هان؟ :grin اگه گرفتی بگو ببینم چی بود؟ :( :?
 

پیام دهنده سلماز, در ۲۱ / ۰۴ / ۸۷,
35. http://after84.blogfa.com/
خوب وقتت تموم شد. خيلي صبر كرديم ديگه. زود... تا سه ميشمرم برگشتيا. :upset 
 
پاسخ: شما خودت کجا رفتی؟ هان؟ :grin 8) :upset :x
 

پیام دهنده مهتاب, در ۲۲ / ۰۴ / ۸۷,
36. aee
:( :( :( 8) 8) 8)
 

پیام دهنده كيهان, در ۲۲ / ۰۴ / ۸۷,
37. mkihan.blogfa.com
شاديتان آرزوست..آمين :x
 

پیام دهنده سمیرا.(مهریا), در ۲۲ / ۰۴ / ۸۷,
38. Mehriya
خداییش مرحبا به سایتتون.راستی آهنگ جدید محسن یگانه ی عزیز رو هم با نام گناهی ندارم و نخواستم تو آرشیوتون جا بدید ماندگارن.مرسی 8)
 

پیام دهنده نون, در ۲۳ / ۰۴ / ۸۷,
39. .
خوب آخه مگه من چند تا خواخل بزرگتر دارم که اونم هی ناز میکنه یه روز مینویسه شصتاد روز نمینویسه... :cry اصنممن دیگه قهلم دوستم ندارم ممیخوامم دیگه بیام اینجا لوس ننر قهروووووووووووو ووو :cry :p :grin  
پ.ن: آخه تو بری من به کی بخندم ؟ سوتیای کیو بگیرم؟ :( :? :p :grin 
 
پاسخ: تو کتک دلت میخواد نون جون هان؟ :grin
 

پیام دهنده Nayereh, در ۲۳ / ۰۴ / ۸۷,
40. http://www.taranomebaran59.blogfa.com
:upset :zzz :x
 

پیام دهنده چشم غمگین, در ۲۳ / ۰۴ / ۸۷,
41. http://sad-eye-never-lie.com
وای نگگگووووووووووو و ندا جووووووووووون من تازه می خواستم بگم واسم هایکو بنویسی تا منم یاد بگیرم! :cry  
 
 
بیا دیگه بازم :zzz :sigh  
 
پاسخ: مرسی گله.. 8) :upset تو خودت توی هایکو که هیچی توی همه چیزای دیگه از من استادتری 8) ;) :) :upset :x
 

پیام دهنده آينه هاي ناگهان, در ۲۴ / ۰۴ / ۸۷,
42. http://ayeneh51.blogfa.com
تو هنوز توي اعتصابي؟  
 
پاسخ: yes :grin
 

پیام دهنده نازنين گل يخ, در ۲۴ / ۰۴ / ۸۷,
43. http://nazanin55.blogfa.com
اول سلام....ممنونم که سر میزنی...مرسی از همدلیهات..منم دوست دارم دوست جون! 
دوم اینکه خوب شد سر زدم و دیدم کیا چیا پشت سر بهم نسبت میدن!!!!!! 
من و چشم و هم چشمی!؟!؟!؟!......... 
با دوستی که چشم هم چشمی داریم در گاهنامه  
(ایشون خانمس) میگه من شدم دوست فابریک و تو شدی دوست یدک  
ندا خانوم الگو گرفتی از شهروند درجه یک و دو و خودی و غیر خودی میکنی  
. 
. 
البته از اینکه دوست فابریک دونستی منو ، خیلی خوشحال شدم ولی از این حرفا نزدم! :zzz 8) :upset ;)  
 
پاسخ: تو نبودی؟ :grin پس کی بوده؟ :grin این فریدون مشکوک وزیتی :grin :?
 

پیام دهنده نقاش خ نور, در ۲۴ / ۰۴ / ۸۷,
44. http://inthegreentree.blogfa.com
از كامو ممنون ... :x
 

پیام دهنده payam, در ۲۴ / ۰۴ / ۸۷,
45. payamra.com
montazere bazgashtetan hastim ...  
 
پاسخ: خوبی مهندس جان؟ ;) منت گذاشتی اومدی اینجا :)
 

پیام دهنده Nayereh, در ۲۴ / ۰۴ / ۸۷,
46. http://taranomebaran59.blogfa.com
:upset 8) :roll
 

پیام دهنده حسام, در ۲۴ / ۰۴ / ۸۷,
47. nastihan
سلام 
گفتم بیام بهت روحیه بدم! 
آخه دوره خطرناکیه...نشستی از بیرون داری نگاه می کنی!یه خورده از بالا..از همه زوایا...خب!مواظب باش.رسیدی به دلگیری بیا دو خط بنویس :)  
خوبی که؟ :x
 

پیام دهنده منا, در ۲۵ / ۰۴ / ۸۷,
48. ندارم
میخواهم این را بدانی 
اینک اگر اندک اندک دوستم نداشته باشی 
من نیز تورا از دل میبرم  
اندک اندک 
اگر یکباره فراموشم کنی 
در پی من نگرد  
زیرا پیش از تو فراموشت کرده ام 
اما اگر روزی،  
ساعتی، 
احساس کنی که حلاوت جاودانی ات را  
برای من ساخته اند، 
اگر روزی گلی  
بر لبانت بروید در جستجوی من،  
اه عشق من،زیبای خود من، 
در من تمامی شعله ها زبانه خواهدکشید، 
زیرا در درونم نه چیزی فسرده است و نه چیزی خاموش شده، 
عشق من حیات از عشق تو میگیرد،محبوبم، 
وتا روزی که تو زنده ای در دستان تو خواهد بود، 
ب