|
:: روزنوشت | لوبیای سحرآمیز! |
|
|
|
| ???????: ندا.ح, ?? ۲۵ / ۱۰ / ۸۶ |
| ????? ??????: |
306  |
|
شده تا حالا آرزوی یک چیزی رو داشته باشی، اما وقتی بهش میرسی ببینی اون چیزی نیست که فکر میکردی؟ و تازه بعدش آرزو کنی کاش اون آرزو رو یه شکل دیگه دنبال کرده بودی و به دست میآوردی؟ همش آدم فکر میکنه اگه من این آرزو رو اینطور خواسته بودم و این مشخصاتش رو حذف میکردم شاید الان نتیجه ای که بدست میآوردم یه چیز بهتر بود که بیشتر مطابق سلایق شخصی منه ...
نمیدونم چرا دنیای آرزوها اینقدر رویایی و پر زرق و برقه!! عین همون دنیای بچگی آدمهاست که خیلی راحت باورت میشه از پرت شدن یه دونه لوبیا توی باغچه روبروی پنجره اتاقت، بتونی بری به قصر یه دیو که مرغ تخم طلا داره و چنگ سحر آمیز!! حالا چه توی سن 5 سالگی آرزو کنی چه توی سن 50 سالگی!!
پ.ن: آرزومند آرزوهایتان...
?????? (33)
|
|
|