|
:: کولهپشتی | یعنی یه روزی میرسه که زندگی رو سخت نگیریم؟ |
|
|
|
| نویسنده: ندا.ح, در ۲۷ / ۰۹ / ۸۶ |
| تعداد بازدید: |
384  |
|
امروز با دوستم سوسو رفتیم خونه یکی از بهترین دوستان مشترکمون زهرا. پنجشنبه عروسی این دخمله ست. توی این هفته یعنی قرار بود من و پگاهی که خواهر عروس میشیم بریم برای چیدن جهیزیه این دخمله. که من تهران بودم و پگاهی هم نتونسته بود بره.. باور کنید وقتی رفتم توی خونش اینقدر از این چیدمان سر و ساده و بی آلایش این خونه خوشم اومد که یه لحظه محو اینهمه آرامش شدم. همه چیز نو، تمیز، ساده.. ساده .. ساده ... اینقدر این دختر گُل و با اخلاق و مهربونه که من همیشه به مامانم میگم این زهرا فرشته ست.. کاش منم مثل اون بودم.. هر چی از صبوری و نجابت و قانعی این دختر بگم کم گفتم. کسانی رو دیدم که وقتی میخوان ازدواج کنن مثل اینکه فقط میخوان پوست طرف مقابل رو بکنن... حتماً باید فلان سرویس رو بخره، حتماً باید فلان آرایشگاه برم.. حتماً باید .... باید .. باید........ یا مثلاً پسره مدام توی این فکره که پدر زنش چی داره؟ باید حتماً پولدار باشه که پس فردا زندگی ما هم بهتر بچرخه بالاخره.. یا جهیزیه باید حتماً ال باشه و بل باشه و... اما دید زهرا نسبت به زندگی چیز دیگه ای به نظر میرسید.. به جای تمام این بایدها یه شاید کوچولو توی ذهنش بود.. به جای اینکه پیش خودش بگه باید .. باید .. باید.. میگه شاید محمد الان نتونه اما صد در صد بعداً با هم میتونیم.. نه اینکه دلش نخواد.. دلش خیلی چیزها میخواد .. اما فکرش ساده نگاه کردن به زندگیه.. و به خاطر قلب پاکی که داره شوهرش هم دقیقاً همین طرز تفکر رو داره.. و میتونم بگم شوهرش جزء خوشبخت ترین مردهای دنیاست که همسری مثل زهرا داره.. این حرفی که دارم میزنم برای همه انسانها قابل بسط دادن نیست. بعضی از آدمها ارزش و شعور دریافت چنین محبتهایی رو ندارن. وقتی بهشون گفتی با هیچی میسازی فکر میکنن وظیفته که این کار رو انجام بدی چون دوستشون داری.. اما میدونید مسئله چیه؟ مسئله اینه که دوست داشتن و دوست داشته شدن یک وظیفه نیست یک ایمان و اعتماده به طرف مقابل که باید کاملاً دوطرفه باشه.. اگر تو میخوای توقعاتت رو کم کنی باید ببینی آیا طرف مقابلت ارزش این کارت رو درک میکنه یانه؟ اگر درک نمیکنه همون بهتر که بایدها به زندگی حکومت کنه از ب بسم الله تا هر دو طرف قدر همدیگر رو بهتر بدونن.. به زبان ساده وقتی ارزشهای اخلاقی ملاک قضاوت نباشه باید ارزشهای مادی رو در نظر گرفت .. پیش خودتون نگید چرا ندا اینقدر روضه میخونه برای این و اون! اولین مخاطب تمام نوشته هام خودم هستم، بقیه مخاطبها هم خودشون جای خودشون رو توی نوشته من پیدا میکنن.. از عصر تا حالا دارم به این فکر میکنم که یعنی یه روزی میرسه که زندگی رو سخت نگیریم؟ شاید باید معنی این چند خط از شعر باغ آئینهء شاملو رو خیلی خوب درک کنیم:
شادی تو بی رحم است و بزرگوار نفس ات در دستهای ِ خالی ِ من ترانه و سبزی ست من بر می خیزم! چراغی در دستم، چراغی در دلم. زنگار روحم را صیقل میزنم. آئینه ای در برابر آئینه ات میگذارم تا با تو ابدیتی بسازم.
پ.ن: آب کم جو. تشنگی آور به دست. ملایِ روم
همدلان (20)
|
|
|