|
| :: حديث بیقراری ماهان | سراسر ِ روز |
|
|
|
سراسر ِ روز
پيرزناني آراسته آسانگير و مهربان و خندان از برابر ِ خوابگاه ِ من گذشتند.
نيمشب پلنگک ِ پُرهياهوی قاشقکي برخاست
از خيالام گذشت که پيرزنان بايد به پایکوبي برخاسته باشند.
سحرگاهان پرستار گفت بيمار ِ اتاق ِ مجاور مُرده است.
پاريس
بيمارستان ِ لاری بوازيه ۱۳۵۱
|
هیچ نظری ارسال نشده است یا نظرات ارسالی هنوز تائید نشده اند.
mXcomment 1.0.4 © 2007-2008 - visualclinic.fr
License Creative Commons - Some rights reserved




