|
| :: ترانههای کوچک غربت | بچه های اعماق |
|
|
|
گفتار برای يک ترانه، در شهادت ِ احمد زيبرم
به عليرضا اسپهبد
در شهر ِ بيخيابان ميبالند
در شبکهی مورگي پسکوچه و بُنبست، آغشتهی دود ِ کوره و قاچاق و زردزخم قاب ِ رنگين در جيب و تيرکمان در دست، بچههای اعماق بچههای اعماق
باتلاق ِ تقدير ِ بيترحم در پيش و
دشنام ِ پدران ِ خسته در پُشت، نفرين ِ مادران ِ بيحوصله در گوش و هيچ از اميد و فردا در مشت، بچههای اعماق بچههای اعماق
□
بر جنگل ِ بيبهار ميشکفند بر درختان ِ بيريشه ميوه ميآرند، بچههای اعماق بچههای اعماق
با حنجرهی خونين ميخوانند و از پا درآمدنا
درفشي بلند به کف دارند کاوههای اعماق کاوههای اعماق
۱۳۵۴
|
هیچ نظری ارسال نشده است یا نظرات ارسالی هنوز تائید نشده اند.
mXcomment 1.0.4 © 2007-2008 - visualclinic.fr
License Creative Commons - Some rights reserved




